گربه شمع بدست

زن جوانی به گربه اش تعلیم داده بود تا هنگام شام خوردن او،شمعدان دردست بگیرد. گربه که این کار را به خوبی یادگرفت وموجب رضایت زن شد. زن تصمیم گرفت یک شب دوستانش را برای شام به خانه ی خود دعوت کند تا گربه ی هنرمندش را به آنها نشان دهد. وقتی که میز شام چیده شد،گربه روی میز پرید وشمعدان را دردست گرفت. یکی ازمهمانان برای آنکه گربه را از این کار باز دارد ،مقداری غذا در برابرش گذاشت، اما حیوان به غذا اعتنایی نکرد. دیگری تکه گوشتی جلوی گربه گرفت ، ولی باز هم عکس العملی دیده نشد. عاقبت یکی از مهمانان که هدف مهمانی را خوب می دانست،جعبه ای روی میز گذاشت ودر آن را باز کرد. موشی از جعبه بیرون پرید. گربه شمعدان را انداخت وبه دنبال موش شروع به دویدن کرد. 

ما انسانهاهم این چنینیم. ظاهرا انسان با فضیلتی به نظر می آییم،اما به محض رسیدن به لذایذ زندگی ، به دنبال آنها می دویم وچیزهای دیگر را فراموش می کنیم واعتبار وآبرو وغرورمان را از خاطر می بریم.

یک روز را 365بار تکرا نکنیم ،مسعود لعلی

/ 3 نظر / 9 بازدید
saket

با سلام. از اظهار لطف شما ممنونم. امیدوارم موفق باشید. از شما که اهل دل هستید دعوت میکنم. نامه اول من به فاطمه رو بخونید و نظر هم یادتون نره. در آرشیو مطالب ،هفته دوم شهریور ماه رو انتخاب کنید .یا حق

saket

در خصوص (گربه شمع به دست) هم عرض کنم. این موضوع اشاره به (الطبع و فوق التطبع) دارد. یعنی طبیعت همیشه به آموزش برتری دارد.شما هر چه آموزش کاملی رو ارائه کنید باز هم ممکن است در برابر شکل طبیعی رنگ ببازد.مثل گربه ها که بعد از مشاهده موش آموزش خود را به باد فراموشی سپردند.متشکرم.

saket

سلام .از اظهار لطف شما متشکرم.نامه دومی رو برای فاطمه در دست نگارش داشتم که دیشب متوجه شد و قبل از انتشار اون برام جوابیه داد و در صفحه اول درج کردم که دوستان نظر خودشون رو بدن.[گل]