مادر

شرمنده می کند فرزند را دعای خیر مادر ،درکنج خانه سالمندان... دست پر مهر مادر تنها دستی است که اگر کوتاه از دنیا هم باشد از تمام دستها بلندتر است. ..

قند خون مادر بالاست. دلش اما همیشه شور میزند ... اشک های مادر مروارید شده است در صدف چشمانش . دکترها اسمش را گذاشته اند آب مروارید...

حرفها دارد چشمان مادر ،گویی زیر نویس فارسی دارد. دستانش را نوازش می کنم . داستانی دارد دستانش...

مادر ها با حوصله راه رفتن زو به بچه هاشون یاد میدن . ولی تو پیری بچه هاشون خجالت می کشن ویلچر شونو هل بدن. ..

سرم را نه ظلم می تواند خم کند نه مرگ ،نه ترس . سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود ،مادرم


/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بازیگر بی اختیار

ولادت با سعادت حضرت فاطمه الزهرا و فرزند غیرتمندش ، امام خمینی (ره) را بر شما و خانواده عزیزتان تبریک عرض می نمایم

j.raks

روزت مبارک مدیر مهربون[قلب][هورا][گل][لبخند]

j.raks

هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبات می نشاند

j.raks

شما هم لینک[تایید]

j.raks

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

سلام روز زن و زوز مادر بر شما مبارک باشد. مادرا همیشه خوبند اما همین مادرا زن خوب برای پدرا نبودند البته نه همه شون. اگر امروز خون مادر بالاست و تنها، چون با حرص و جوش دادن به پدر، قند پدر بالا رفت و مرد. مادر تنها ماند و در منزل سالمندان سکنی گزید. اگر امروز مادر در تنهایی خود می گرید و دانه های اشک او دور قاب چین چشمان اوست. بدان روزی توقعات همین مادر کاری کرد که پدر پیش کس و ناکس، کلی خم به ابرو بیاورد و در هم شکند. از قدیم گفتند: دنیا، دار مکافات است. پس تا فرصت باقی است به جبران به اندیشیم و رها شویم از مکافات عمل. روزتون مبارک باد.[لبخند]

مجید

خدا به فرشته ها شعور داد، بدون شهوت؛→ به حیوان ها شهوت داد، بدون شعور→ و به انسان هر دو را ...؛→ انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند؛ از فرشته ها بالاتر است؛→ و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند؛ از حیوان، پست تر ...!→ ـــــــــــــــــــ شما یک عمر مادر صدها بچه بودید باید همه فرزندانتان دستتان را بوسه زنند...

مسی

گاهی دلت بهانه‌هایی می‌گیرد که خودت انگشت به دهان می‌مانی... گاهی دلتنگی‌هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می‌کنی... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده‌ات! گاهی دلت نمی‌خواهد دیروز را به یاد بیاوری، انگیزه‌ای برای فردا نداری؛ و حال هم که .... گاهی فقط دلت می‌خواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه‌ترین گوشه‌ای که می‌شناسی بنشینی و فقط نگاه کنی. گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می‌شود...

بازیگر بی اختیار

سلام علیکم ممنون ...همچنین فقط یه چیزی : موفق باشی دوست جوان و خوش ذوقم. اون ضمیر متصل چیه چسبوندین به ذوق؟؟؟؟؟

مسي

درخت‌ها می‌میرند عده‌ای عصا می‌شوند و دستی را می‌گیرند عده‌ای نیزتبر می‌شوند بر نسل خویش عده ای هم چوب کبریت می شوند برای سوزاندن میلیونها درخت عده ای هم تخته سیاه میشوند برای تعلیم اندیشه ها شاید من نیزدرختی باشم که بی‌اختیار تراش‌خورده است به میل دیگری کاش تقدیرم اینگونه ورق بخورد که دستی را بگیرم ویا لوح دانشی باشم با یک عمر ماندگاری