بارالها…
از کوی تو بیرون نشود
پای خیالم
نکند فرق به حالم ....
چه برانی،
چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی…
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی..
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
من به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
"یا علی "

/ 2 نظر / 11 بازدید
مریم باباپور واجاری (پژوهش در علوم تربیتی)

نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی.. می دونید چیه؟ قسمت دومش همیشه درسته. هیچ وقت ما رو نمیرونه. ولی ... خدایی آدماخیلی وقتا می رنجن ازش مگه نه؟ ایکاش ... .......... شاد و سلامت باشید.