کمی روی معنای سو تفاهم دقت کنید !سوتفاهم یعنی بد فهمیدن !یعنی وقتی یکی سخنی می گوید آن دیگری برداشت دیگری کند که معمولا هم برداشت درست وخوبی نیست ومگر ریشه سوتفاهم می تواند چیزی غیر از تفاوت ادبیات وناهمزبانی باشد؟!چند خواهر وبرادر می شناسیدکه به خاطر سو برداشت از یک حرف ،سالها با همدیگر حرف نزده  باشند؟ چند نفر دوست را می شناسید که یکدفعه رشته ی دوستیشان گسسته است؟... درطول تاریخ مردمان زیادی به خاطر تفاوت وعدم امکان گفتگو ی مناسب به جان هم افتاده اند؟ 

قرن حاضر قرن ارتباطات وانتقال اطلاعات نام گرفته است. وسایل ارتباط جمعی قرار بود نقش نزدیک ساختن انسانها به یکدیگر ورفع سو تفاهم را ایفا کند.اما برعکس نه تنها میزان بد فهمی وکج فهمی ها  کاهش نیافته ،بلکه فرصت های دور هم نشستن ودور هم جمع شدن های سنتی هم به خاطر مشغله های شهرنشینی و... از انسان ها گرفته شده است. اگر درسنت های کهن ،روزها وآئین های خاصی برای گردهم جمع شدن افراد خانواده و شهر ودنیا تعریف شده باشد و معدودی از این آیین ها هنوز پا بر جا باشند ،همین آیین های گرانبها هم توسط کسانی که خود را خرد مندان عصر اطلاعات و ارتباطات می دانند در حال کمرنگ شدن و رنگ باختن هستند.اما همه ی اتفاقات نامیمون دلیل نمی شود که ما هم دست روی دست بگذاریم و اجازه دهیم سوءبرداشت و بد فهمیدنی که فقط با یک سفر و دیدار کوتاه قابل حل و رفع است به یک مشکل جدی و آزار دهنده تبدیل شود می توان رشته ی دوستی ها رابا یک چای خوردن و دور میز نشستن پایدار تر ساخت .می توان همه ی توهمات  وخیالات  خانه بر انداز را با دو دقیقه در چشما ن یکدیگر خیره شدن و تبسمی کوچک برای همیشه ازبین برد. می توان به دیدار فامیل ،دوست  قدیمی رفت وبه اوگفت فقط وفقط به خاطر اواین همه راه را آمده تا دوستی را برایش به اثبات برسانم.براستی وقتی می توان همه ی این کارها را انجام دادچرا باید در قفس تنهایی چنبره بزنیم واز روزگار شکایت کنیم !


مگر نه اینکه همه جنگ های دنیا ،همه ی درگیریهای خانوادگی و... نهایتا بایک گفت وگوی ساده ودور هم نشستن و روی هم را بوسیدن ختم به خیر می شود؟ پس چرا این کار را به بعد از درگیری موکول کنیم ؟ !همین الان برخیزیم وبه دیدار کسی که از ما مکدر است برویم . برخیز !...