یک آکوایم تهیه کنیدوآن رابااستفاده ازیک دیوارشیشه ای شفاف به دوقسمت تقسیم کنید. حال یک ماهی بزرگ گرسنه ویک ماهی کوچک تهیه کنید. هریک ازدوماهی را دریک طرف قرار دهید. دریک چشم برهم زدن ماهی بزرگ به طرف طعمه حمله ور

می شود. اما به شدت به دیوار شیشه ای برخورد می کند. دورمی زندودوباره حمله

می کند وبازهم ...بنگ!

چندهفته می گذرد. حالا دیگر دماغ شکارچی سیاه وکبود شده است وسرانجام اوبه این نتیجه رسیده که شکار ماهی کوچک مساوی بادرد است ودرنتیجه دست از تعقیب او بر می دارد. 

حالامی توانید دیوار شیشه ای را بردارید. فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ ماهی شکارچی تا پایان عمرش به سراغ نیمه دیگر آکواریوم نمی رود.درحالی که چند سانتی متر آن طرف تر طعمه لذیذ به آرامی درحال شنا کردن است. ماهی شکارچی از گرسنگی به حال مرگ افتاده است. او به محدودیت های خود پی برده است. قدمی فراتر از آن

نمی گذارد. 

نتیجه : هرگز اجازه ندهید که نا کامی های گذشته شما را به این نتیجه برساندکه

((نمی توانید)).مانع در دنیای بیرون وجود ندارد. آنچه ما را محدود می کند باوری به نام ((شکست))و((غیر ممکن ))است که در ذهن شکل می گیرد.